خدمت همه دوستان خصوصا محمد آقا عرض ادب دارم.
این بحث بسیار گسرده است تا جایی که حتی کتاب در مورد آن وجود دارد.
حالا ما با یاری خدا قدم به قدم بحث را شروع می کنیم . من خودم هم می خواهم از شما دوستان چیز یاد بگیرم. امیدوارم مرا یاری کنید.
این بحث نیاز به مقدماتی دارد:
۱- امام از نظر لغوی به معنای جلو و یا پیشواست. که میتواند یک شیئ ویا یک انسان باشد. در بین ما و عرف جامعه امام به کسانی مانند امام جماعت یا امام جمعه اطلاق می شود. نکته قابل ذکر این که امام فقط در مورد مسائل مثبت وجود ندارد بلکه کفار هم امام دارند. بعضی مواقع امام به معنای مقتدا نیز می باشد. این از واژه امام.
۲-ولایت در عرب به معنای نزدیک بودن است. در اصل به معنای قرب است.از این واژه معانی دیگری همچون ارتباط-پیوند خوردن و... استنباط می شود. ولی در اصل نزدیک بودن دو چیز در حالی که بر هم تأثیر می گذارند است.
۳- ما دو نوع ولایت داریم: یکی تکوینی و دیگری تشریعی. وقتی تصرف و تأثیر حقیقی و تکوینی باشد می شود تکوینی واگر قراردادی و اعتباری باشد می شود ولایت تشریعی.
۴- گاهی ولایت دو طرفه است(توبه ۱۲۳) گاهی خدا ولی مؤمن است (بقره۲۵۷) و گاهی مؤمن ولی خداست(یونس۶۲). یعنی همه اینها ولایت است.
۵- ولایتی که ما در قبال ائمه قائل هستیم از دو نوع ولایت است. یعنی آنها هم می توانند با اذن و قدرت خدا در بدن و روح ما تصرف کنند و هم در مسائل احکام و دین تصرف نمایند.که البته این بحث ولایت تکوینی و تشریعی خیلی جالب و داغ است ولی فرصت نیست. باید زودتر به اصل مطلب برسیم.
در هر صورت بیشتر بحث ما بر روی ولایت تشریعی است. یعنی ائمه از جانب خدا برای حاکمیت بر مردم تعیین شده اند و مردم باید از ایشان اطاعت کنند. البته لا اکراه فی الدین ولی خوب بهشت و جهنمی هم هست. پس امامت اصطلاحی خاص شیعه در مورد جانشینی پیغمبر می باشد که سه رکن دارد که رکن سوم آن ولایت تشریعی است که مطلق است یعنی هیچ شرطی در کار نیست و آنان هر چه بگویند باید اطاعت کرد.
همه این بحث ها در حالت پیش فرضی است که همه شیعه باشند . اگر کسی این طور نیست باید اول برود اعتقاد خود را به امامت محکم کند بعد بیاید.
دایره اطاعت ما از ائمه بیشتر مربوط به مسائل اجتماعی و احکام اسلامی و دیگر چیزهای مربوطه است.
اما حالا که امام ما از نظرها غایب است(که جانم و جان همه عالمیان به فدایش) باید چه کرد؟
در این زمان باید به فقیه جامع الشرایط رجوع نمود. همه میدانند اگر مریض شویم به دکتر میرویم یعنی به متخصص آن موضوع . در این مورد هم همین طور است. این اطاعت هم مثل وجوب اطاعت خود پیامبر(ص) و ائمه (ع) مطلق است مگر در مواردی که خاص معصوم باشد. با وجود این مسئله که در آن واحد نمیشود یک مملکت را با چند حاکم اداره کرد باید از بین فقها یک نفر انتخاب گردد.این یک نفر کسی است که در مجموع سه شرط علم به احکام اسلامی و تقوا و مدیریت جامعه و تشخیص مصالح امت اسلامی از دیگر فقها بالاتر باشد.
چنین فقیهی در زمام غیبت اطاعتش واجب مثل اطاعت از امام است.
برای امروز بسه. نظرتون رو بگید. در من کتاب در پرتو ولایت آقای مصباح را برای مطالعه پیشنهاد می کنم.
یا علی
