70 میلیون منهای مگس (2 صفحه دوم)
نمی تابم و در طیف 7 میلیارد نفری از انسانهای زنده هر که حرف درست را خواهد زد و هرکسی اگر تابع عقل دیگری نیز باشد طاغوت زده است درنتیجه در اشتباه پس محکوم به فنای در اندیشه !!اینجا یک سوال دیگ پیش می آید و اونم اینکه پس چرا با حاکمیتهای عقل فرد یمون دم از همفکری می زنیم ؟ یا شعار از مسجد چی باقی مونده دیگه واسه چیه ؟ مگر عقل شما سعی داشته باشد مسجد باشد که به تبع دیده ایم عقل یکی دیگه سعی در خراب کردن همون باقیمانده رو داره ، البته چون هر دو نفر از عقلتون تبعیت میکنید پیش خدا حجت دارید و مستحق ثواب ! یه چیز دیگه از فردا اگر مریض شدید نرید دکتر چون اگر از عقل دکتر برای درمان دردهای خودتون استفاده کنید ( می دانیم دکترهای روشهای بخصوصی دارن یکی سوزن درمانی دارد یکی آیب درمانی یکی دارو شیمایی درمانی یکی دارو گیاهی درمانی یکی هم روان درمانی ......که به تعداد دکترها روشهای مختلفی داریم ) طاغوت زده میشوید و مستحق عذاب خداوندی پس سعی کنید خودتون با عقل خویش برید دکتر بخونید بعدش عمل کنید به عقل خودتون و همچنین بگیرید نحاری و آهنگری و نانوایی و شیرینی پزی و خیل چیزهای دیگر ........ راستی تمام دانشجویان طاغوت زده و تمام دانشمندان که از خودشون علم صادر می کنن طاغوت ( البته اون اشخاصی که نتایج آزمایشات قبلی های خودشون رو قبول ندارند و تا تمام مثلا عناصر طبعت را کشف نکنن خودشون عقل دانشمندان قبلی واسشون ملاک نیست) لطفا نگید من در بعضی چیزها به عقل دیگران گردن می نهم و در چیزهای دیگری نه !! که این تناقض باعث این ایراد میشه که شما خواهی نخواهی طاغوت زده هستید
از مواردی دیگه که این تفکر یعنی برتافتن عقل فردی به دنبال خواهد آورد به وجود آمدن اخلاقیات نسبی !(کما اینکه در این وبلاگ شاهدش هستیم که چگونه جناب ففول صحبت میکنن و هرچه را میخواهن به بنده و خانمی بنام باران میزنن و جیک شما هم در نمی آید که به این آقا بگویید حداقل اینقدر هتاکی نکنن البته بنده ناراحت میشم ولی برای ایشون نیز ناراحت میشم که داعیه اسلام و اون هم از نوع بسیار مترقیا نه را دارد ولی در عمل کاری جزء دریوزگی و چنگ زدن به الفاظ رکیکی ندارد البته جناب یزدی بزرگ بعلت اینکه این دعوا دعوای نسل سومی ها هست نظاره گر و احیانا خندان هستن که اگر غیر این بود در یک تذکر کوتاه ومحبت آمیز به آن جناب می فرمودند که در دایره بحث صحبت نمایید هرچند شاید ایشان این صحبتها رو لازمه بحث کردن بدونن الله اعلم که همون نسبی بودن عقل هایمان احتمالا حکم به این قضیه کرده است و شما هم حق ندارید از پدر بزرگوار دفاع کنید که اگر بکنید بازهم شما از عقل ئ تفکر دیگری دفاع و به عبارتی دیگر طاغوت زده شده اید خود ایشان قلم فصیحی دارن که انشاءالله آن را به جریان خواهند انداخت)
اما شما شاید عقل جمعی منظورتان بود یعنی هر چی جمع گفت ، که یک سوال را درقالب یک داستان قرآنی از شما می پرسم : اگر شما در میان قوم لوط تشریف داشتید( توجه داشته باشید اساعه ادب نشود چون خود حضرت لوط هم در آن قوم بودنند درست می گوییم ؟) آن هنگام که آن سه ملک زیبارو خدمت حضرت رسیدند و مردم جلوی خانه حضرت لوط ( علیه و علیه نبینا سلام ) جمع شدن و از ایشان درخواست تحویل آن سه ملک را نمودند شما چمار میکردید ؟ در صورت اینکه میل داشتید از عقل جمع تبعیت کنید خب عذاب الهی را می چشیدید و اگر از عقل حضرت لوط پیروی میکردید که طاغوت زده میشدید هرچند شاید بگویید عقل حضرت لوط نه بلکه عقل خدایی که اینجا دیگر پای یک عقل دیگر را به میان کشیده اید که اتفاقا نقطه سقل جریانات تمام طول تاریخ است از داستان هابیل و قابیل که یکی را عقل فردی به کشتن برادر وا داشت و یکی را عقل خدایی به بخشش بهترین مالش به عنوان زکات ( اگر درست گفته باشم ) ترغیب نمود و البته چیزی حیات جاودانه بهشت و حیات جاودانه درجهنم هم ! تا این زمان که عقل جمعی امپریالست ها عقل های فردی را ویتنام و کوبا ( چون آنها که عقل خداسس ندارند کمونیست هستند ) و عقلهای زیر سلطه عقل خذایی به خاک و خون می کشد مورد اشاره قرار داده ایید ، در این صورت یعنی حاکمیت عقل خدایی یک مورد بسیار ریز پیدار می آید کدام مرجع نقال عقل خدایی است ؟ یک سوال اضفه دیگر آیا این عقل خدایی با عقل های فردی یا جمعی آلوده می شود یا نه ؟ میزان آلودگی مورد قبول تا چه اندازه ایی می تواند باشد؟( این سوال چون بعدا با آن سر و کار پیدا خواهیم کرد خود بنده بذرش را در ذهن شما می افشانم تابعد جوابی به آن بدهم البته در پستهای مثلا دو سه ماه دیگر !
