تبليغاتX
مهــــرورزی - به قلم مدیر مسئول

مهــــرورزی

به قلم مدیر مسئول

 

 

 

به نام خدا                                            

 

با عرض سلام به همگی دوستان!                                             

غرض از مزاحمت اینکه در اظهار نظرات دوستان مطالبی دیدم که بد نیست اشاره ای به اونها داشته باشیم اول یه توضیح من بدم ببینید دوستان برای مدیر وبلاگ یه وظایف و یه اختیاراتی موجود هست که در قبال این اختیارات مسئول هم هست!دقیقا مثل یک مدیر مسئول روزنامه! شما در نظر بگیرید یه روزنامه وقتی تاسیس میشه اون صاحب امتیازش یه مدیر مسئول واسه روزنامه انتخاب می کنه یا حالا خودش یا یکی دیگه!مدیر مسئول هم برای تنظیم و ویرایش مطالب سردبیر رو انتخاب می کنه حالا یا خودش همزمان سردبیر میشه یا اگه پول داشته باشه یکی دیگه رو میذاره سر دبیر!بعدش یه سری نویسنده میان تو روزنامه حالا یا خودشون میان میگن ما هم میخوایم بیام یا مدیر مسئوله یا همون سر دبیره میره ازشون دعوت می کنه.ولی یه حقوقی هست واسه مدیر مسئول یا حتی سردبیر ! ممکنه یه گزارش توسط سردبیر کوتاه بشه ویرایش بشه و یا و... و حتی با نظر مدیر مسئول در روزنامه قرار داده بشه یا نه! حالا اگر ما بیایم بگیم مدیر مسئوله دیکتاتوره حرف درستی زدیم؟! یا مثلا آزادی بیان نیست تو روزنامه اش؟!خب بابا این آقا یا خانم مسئول هست در قبال مطالبی که چاپ میشه و تا حد امکان نباید بذاره مطالبی که سازنده نیست و حتی ممکنه طیفی از مردم رو جریحه دار بکنه اونم توسط پول بیت المال چاپ بشه!شما یه نیگاه به اتفاقی که تو روزنامه ایران افتاد بکنید!همون که باعث شد خیلی از هموطن های آذری زبانمون شاکی بشن از این اتفاق! چه کسی مسئول مطلب نوشته شده بود؟! معلومه مدیر مسئول!وقتی هم یه نویسنده نخواد احترام بذاره به افکار و عقاید دیگران خیلی واضح هست که روزنامه رو از اهداف خودش دور می کنه واسه همینم مدیر مسئول عذرش رو میخواد! خواهش می کنم دوستان متوجه مرز آزادی بیان و آزادی توهین و هتاکی باشن!هر چند که بنده هیچ مطلبی رو حذف نکردم ولی عذر کسی رو که با قلمش اعتقاد یک سری از ما رو به استهزا کشیده بود خواستم چه اینکه نمی خواستم این اتفاق تکرار بشه! این قانون برای همه هم هست. یعنی هرکس به اعتقاد دیگران توهین بکنه نتیجه منطقی اش همین هست.یه جا محدثه خانم فرمودن" عدالته که بد بد باشه برای همه و خوب خوب باشه برای همه ." محدثه جان اگر منظورتون از این حرف اینه که کس دیگری هم بجز آقای حاتمی به اعتقاد دیگران- توجه کنید اعتقاد و افکار- هتاکی کرده  و بنده عکس العملی نشان ندادم لطفا اعلام کنید!(یا حتی خودم)با استناد به حرفشون!(این رو واسه این میگم که در طی بحثها بالاخره یه موقعی شاید شرایطی پیش اومده باشه که بعضی دوستان با حرارت بیشتری حرف زده باشن و این امر باعث ناراحتی کس دیگه ای بشه. ولی اسم اینم نمی شه گذاشت هتاکی! یاحتی توهین به افراد دقت کنید لطفا.)اما یه جا دیگه فرمودین" توهین به کسی فرق داره با تاییدش ، بله کسی به شما نباید توهین کنه ولی لازم نیست که حرف به حرف شما را تایید کنه که به شما توهین نکرده باشه"                                      

بله این حرف شما درسته ما هم همین رو می گیم. اصلا ما نیومدیم اینجا که بهم به به و چه چه بکنیم که آفرین و مرحبا!من نمیدونم شما از کجای حرفهای بنده یا حالا شیما خانم یا دیگران این برداشت رو کردید که منظور ما از توهین یعنی عدم تایید! مثلا خود شما خیلی جاها بنده رو تایید نکردیید ولی مگه من مثلا شما یا حرفتون رو حذف کردم؟! یا مثلا گفتم چرا به بنده توهین می کنید؟!   به هر جهت من نمیدونم شما سر چی این حرف رو زدید! پس ازش میگذرم.اما یه جا دیگه فرمودید:"                                                                       

یک اتفاقی افتاد همون اول راه اندازی این وبلاگ که باعث شد مثلا من تصمیم بگیرم حالا حالا ها نه حرف بزنم اینجا و نه مطلب بنویسم برای وبلاگ." من دقیقا نمیدونم منظور شما کدوم اتفاق هست شاید منظورتان حذف آقای حاتمی باشد که در بالا عرض کردم. ولی اگر منظورتان تغییر آدرس وبلاگه و این که من مطلب شما رو ازآدرس قبلی به اینجا  منتقل کردم باید بگم اینم از همون اختیارات مدیر مسئول هست!(شاید بگید اصلا چرا وبلاگ رو منتقل کردید که باید بگم به دلایل شخصی بود وگرنه حتما توضیح میدادم! ولی حالا که تصمیم به انتقال وبلاگ گرفتم موظف هستم همه ی مطالب وبلاگ رو منتقل کنم.چرا که وظیفه شما نیست که مطلبی رو که نوشتید دوباره بیایید منتقل کنید چون شما کار خودتون رو انجام دادید این وظیفه مدیر هست. ) ضمنا بنده نمیدونستم این کار باعث ناراحتی شما می شود.راجع به مطلبی هم که گذاشتید رو وبلاگ بذارید آخر سر صحبت می کنم. و اما برادر گرامی صاد محترم.شما چند جا صحبتهایی کردید که لازم دیدم راجع به اونها هم حرف بزنم." شما ضمانت می دهید که اگر حرف دلم را بزنم مدیریت محترم حرف بنده را هم حذف نمی فرمایند ؟
و ... شما از کجا می دانید که نمی خواهند ما حرف دلمان را بریزیم بیرون !؟ به این عرض بنده کمی عنایت بفرمایید"                           

اول همونطور که عرض کردم بنده حرف کسی رو حذف نکردم خواهشا یک مورد نام ببرید.دوم اینکه برادر گرامی حرف اگر نقد باشد حتی با فریاد!اعتراض باشد به چالش کشیدن باشد مخالفت باشد چرا باید حذف بشه؟! شما بگو واقعا اگر این حساب رو باز کرده اید روی من که هرکس مخالف بنده حرف بزنه سانسور میشه اصلا میشه بگید پس من واسه چی وبلاگ گروهی راه انداختم و گفتم بیایید با هم بحث کنیم؟! مگه بحث کردن بدون مخالفت کردن هم میشه؟! اگر نیاز به به به و چه چه و تایید و مرحبا داشتم که همون وبلاگ قبلی خودم جواب میداد! من اینجا توی این دنیای مجازی دوستان زیادی دارم که بهشان بگویم آقا بیایید وبلاگ من از من تعریف کنید از عقایدم تعریف کنید بعدش منم میام اونجا عوضش ازتون تعریف می کنم.خب حالا فرض می کنیم شما حرف بزنید بنده حذفش می کنم(فرض رو بر این میذاریم فعلا که دیوار کوتاهتر ما تو این وبلاگ پیدا نشده!)خب میشه بگید فلسفه ی وجودی شما چیه به عنوان نویسنده؟! شما که نمی خواید حرف بزنید پس مثلا میخواید چکار کنید؟اگر شما رو از قبل نمی شناختم اینقدر سخت نبود برام باور اینکه این حرف رو شما زدید.البته کاش بقیه حرفتون رو هم خود سانسوری نمی کردید و... چی؟ حرف شما رو حذف می کنم و چی؟!هر چند اینجا بهتره عرض کنم فرض بنده بر همین هست که شما نظراتتون رو جدای از توهین میگید- و همچنین امیدوارم همه مون بدونیم توهین یعنی چی بالا در جواب محدثه عرض کردم با عدم تایید فرق می کنه!- چه اگر خدای نکرده فرضا شما هم بخواهید قلم مقدس رو به کار نامقدس اهانت و هتاکی بکشونید خب مشمول همون قانون کلی میشید – البته گفتم به فرض- بعدش من واقعا تاسف عمیق خودم رو اعلام می کنم از اینکه اینجا با کلیسای قرون وسطی و بنده و یا حالا برخی دوستان با مفتشان عقیده اشتباه گرفته شدن!بله شاید اشتباه از ما بوده! درست منظور خودمون رو بیان نکردیم.اگر بحث ابراز عقیده بوده واسه این بوده که برای پیشرفت بحث هرکسی اول عقیده ی خودش رو میگه بعدش اشکالاتی که به نظرش به عقیده دیگران وارده مطرح می کنه اون دیگران هم میان جواب میدن و اشکالات خودشون رو مطرح می کنن. این میشه بحث.خب حالا  شما حرف دلتون رو بریزی بیرون مثلا ما چکار می کنیم؟! چکار می تونیم بکنیم؟! بابا از شما بعیده آقای صاد!فرض کن شما خیلی خیلی هم مخلف عقاید من باشید اصلا صد و هشتاد درجه! حتی فقط مخالف نباشید بلکه به عقاید من هتاکی هم بکنید- اساعه ی ادب نشه فرض می کنیم فرض محال هم که محال نیست- حالا بیاد همه اینا رو بگید من مثلا چکار می کنم؟!مگه همون بلایی رو سرتون بیارم که سر ده های قبلی آوردم!! بابا بزرگتر از ماها و قدر تر از ماها حرفها زدن کتاب چاپ کردن با پول بیت المال هم ! اجازه نشرش رو هم همین جمهموری اسلامی داده! که همش در رد و نقد ولایت فقیه بوده! نویسندگانش هم بحمد الله تا جایی که من میدونم سرشون بالای دار نرفته!دارن تو دانشگاههای همین مملکت هم درس میدن! نمونه اش دانشگاه خود ما!بخدا خیلی جالب بود شنیدن این حرفها از شما برای من! ما اگه زورمون به جایی می رسید الانه وبلاگ نمی نوشتیم از بیکاری! می رفتیم سر زندگیمون.مثل مریم خانم که میرن سر کار و خوش به حالشون.والا دیگه نمیدونم چی بگم!و اما بریم سر مطلب محدثه جان،اولش من نمیدونم شما چطور فرض مسلم رو بر این گرفتید که منظور محمد آقا شما بودید- این رو آقای محمد باید توضیح بدن!- بعد از مطلب ایشون شما برای بنده این طور اف گذاشته بودید: "واقعا که این چه وضع مدیریته؟! از شما انتظار بیشتری داشتم باران !این چه وضعشه؟!"                                                        

 

این حرف شما نشون دهنده ی این هست که بالاخره شما هم برای مدیر یت اختیاراتی قائل هستید و الانه ناراحتید که چرا بنده از اختیارات خودم استفاده نکردم! درسته یا من اشتباه فهمیدم؟!اما خب محدثه جان من باید چکار می کردم؟! مطلب محمد رو حذف می کردم؟!یا اسمشون رو از جزئ نویسندگان وبلاگ؟!یا مثلا ویرایش می کردم مطلب ایشون رو؟! بعدش شما این رو مصداق قصاص قبل از جنایت نمی دونید؟! ببخشید شما نه ابوی گرامی رو عرض می کنم! چرا که درجایی فرموده بودن حذف آقای حاتمی قصاص قبل از جنایت بود. اقای یزدی شما بگید از اولین خون! از اولین خونی که ریخته شد نه عکس العمل!! اینها حرفهای خودتان است آقای یزدی یادتان که می آید؟!وقتی بنده اقای حاتمی رو حذف کردم – با اینکه توهین و هتاکی مشخص و مبرهن بود توی حرفهای ایشون- این حرفها رو ابوی گرامی شما به بنده زدن!فقط به خاطر استفاده از اختیاراتم. تازه اینجا که دقیق مشخص نیست محمد آقا منظورش شما بوده یا نه!! این باید ثابت بشه- البته منظور من این نیست که حرف محمد اقا رو تایید می کنم- ولی شما خودتون رو بذارید جای ایشون یا شیما خانم(نمی گم جای بنده چون بنده مدیر وبلاگم و تا جایی که می تونم باید از توهین هایی که به خودم میشه بگذرم. تا حالا هم در این مورد موضعی نگرفتم!) وقتی به ایشون توهین شدعلنا یا حتی به قول خودتون حرفهای شیما خانم تفسیر به رای شد هیچکس از من نخواست از اختیاراتم استفاده کنم و مثلا فلان نظر رو حذف کنم. شما در موردتوهین به دیگران و حتی مرجعیت سکوت کردید و به قول خودتون هم سکوتتون به معنای تایید نبود! حالا انتظار دارید در مقابل حرفی که معلوم نیست مخاطبش شمایید یا نه دیگران موضع بگیرند. خب محدثه جان منم می تونم بگم سکوت می کنم ولی این سکوت به معنای تایید نیست! هر چند وجدان من اجازه ی این کار را نمی دهد واگر مطمئن بودم که منظور این متن شمایید یا علنا اسمی از شما برده می شد حتما سعی می کردم عکس العملی انجام دهم. هرچند شما توی این مدت با سکوتتان و نظراتتان واقعا مدیر و اختیاراتش رو خلع سلاح کردید! از یک مدیری که به معنای واقعی مرده!یعنی نمی تواند مطلب حذف کند ویرایش کند نباید اگر بهش توهین شد جیکش در بیاید خودش به جهنم اعتقاداتش و شخصیتش هم به جهنم! نباید جیکش در بیاید مبادا آزادی بیان زیر سوال برود!از چنین مدیری چه انتظاری دارید؟! یه سوال دیگه هم از آقای یزدی می پرسم اینکه شما توی صحبت های محمد آقا توهینی می بینید؟!چرا که یادم هست به من گفتید که در صحبتهای آقای حاتمی توهینی نمی بینید.البته ببخشید که حرفهایی که شخصی زدیم آوردم توی وبلاگ!مجبور شدم آخر بالاخره ما هم باید تکلیفمون رو بدونیم که چکاره ایم اینجا و چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم.به قول محدثه خانم:" عدالته که بد بد باشه برای همه و خوب خوب باشه برای همه." - لازمه اینجا دوباره بگم حذف آقای حاتمی به خاطر توهین به من یا نویسنده ی دیگه نبود توهین به مرجعیت شیعه بود- که خیلی دلم میخواست یه زمانی بنشینم و تفاوت اینها رو بگم.البته به زعم خودم. به هر حال محدثه جان از همه ی این حرفها که بگذریم من شما رو حذف نمی کنم که بعد محترمانه بگم استعفا دادید اینم به نقل از خودتون نوشتم(میدونی خوبی این مطلب محمد چی بود خوبی اش این بود که شما هم بفهمی وقتی درد می کشی و ناراحت میشی و بعدش دوستانت بی تفاوت هستن چقدر سخته! سخته برات دوستانت سکوت کنن و بگن منظورمون از سکوت تایید نیست.حالا بازم خود محمد آقا باید در مورد مطلبشون توضیح بدن!)یه چیز دیگه هم بگم اینکه من آقای حاتمی رو حتی بعد از اون مطلبی که نوشتند حذف نکردم وقتی توهینهاشون تکرار شد من عذر ایشون رو خواستم یعنی با اینکه به همه چیزم توهین شده بود دوباره به ایشون فرصت دادم.ولی ایشون نشون داد که اصلا روشش همینه! ولی نوشتن یا ننوشتن شما اینجا، خودتون مختارید شاید نخواید ما هم به قول آقای یزدی چیزی گیرمان بیایید.ولی حساب شما اینجا بازه! هر وقت خواستید بنویسید.یه چیز دیگه فرض کنید اصلا منظور محمد آقا همین هم بوده باشد که شما فکر می کنید.خب شما ببخشید و ندید بگیرید مثل خدا هم رحمن باشید هم رحیم. این منطق ماست! اینها رو از خودم نمی گم ها! اینها سخنان پدر بزرگوارتان است.سخنانی است که ایشان بعد از حذف حاتمی به بنده گفتند. که حتما به شما هم گفته یا خواهند گفت. نگویید ندید گرفته اید چه اگر ندید گرفته بودید عملتان این نبود که اینجا رو ترک کنید و حرفتان را برای راهنمایی دیگران نگویید به خاطر اینکه ممکن است حرفی به شما زده شود.بهر جهت هر جا که هستید و برای خدا قلم میزنید چه اینجا و هر جای دیگر خدا یارتان باشد و اجرتان با خودش!                                             

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 16:59  توسط باران  |