تبليغاتX
مهــــرورزی - اعلام موضع ( 2 )

مهــــرورزی

اعلام موضع ( 2 )

    مطلب در قسمت قبلی رسید به اینکه :

    ... چگونه اعلام موضع کرد ؟

    مقصود هم فقط خانم شیما نبود که فقط ایشان پاسخگویش باشند ، بلکه هریک از ما که بقول قرآن  آفریده شده ایم از مذکر و مونثی ( انا خلقناکم من ذکر والانثی ) برایمان این پرسش مطرح می شود که چگونه اعلام موضع کردیم ؟

   حالا در این قسمت می خواهم پرسشی اساسی تر از این را مطرح کنم که عبارتست از اینکه کی اعلام موضع کرد ؟

   در این پرسش هم مقصود مجموعه ای نیست که تقسیم می شود به مذکر و مونث ، که پاسخ این باشد که اعلام موضع کننده مثلا آقاست یا خانم است ، بلکه مجموعه ی من است ، چه مثلا آقا و چه خانم که این پرسش را دارد و همچنین پاسخی را که برای این پرسش دارد .

   پس پاسخ مسئله این می شود که من اعلام موضع می کنم .

   حالا این بماند که مثلا دل من اعلام موضع می کند یا مثلا عقل من و یا ... من ؟

   فعلا جلوتر از این نمی رویم و بماند بعد این که یکی از طرف ما ، فرقی هم نمی کند حالا که مثلا آقا باشد یا خانم ، اعلام موضع می کند در جاییکه نیاز به اعلام موضع دسته جمعیست .

   مثل وقتی که مثلا یکی از طرف دیگری هم حرف می زند و آن دیگری هم گفته که حرف من حرف اوست یا حرف او حرف من است  ، که نمونه اش را تا اینجا داشته ایم و نیاز به یادآوریش نیست .

   خب ، فعلا به همین بسنده می کنم در این قسمت از عرایضم و این پرسش را دارم که وقتی مثلا از بنده پرسیده شده باشد که : 

   ایده ی شما ( یعنی من ) در باره ی حکومت چیست ؟

   همچنین مثلا این پرسش هم که :

   جامعه بر چند تقسیم می شود ؟

   و هر پرسش دیگری هم که پیش کشیده شود بنده ی مسئول پاسخگو کاری نداشته باشم که پرسشگر که این کیست که از بنده می پرسد ؟

   مثلا کاری نداشته باشم که او هم مثل من حس دارد ؟ یا دل دارد ؟ ووو ؟

   حالا کاری به کار او هم نداشته باشم ، ولی با خودم چطور ؟ که چی دارم ؟ بعبارت دیگر همان که عرض شد ، یعنی اعلام موضع کننده کیست ؟ آیا همین کفایت می کند که بگویم : من ؟

   من خودم را که دیگه نمی توانم گول بزنم ! 

   من مثلا می بینم که عضوی دارم وتا همین جایش هم شد عضوی که دیده می شود ، یعنی من دیدم عضوم را .

   حالا کاری با بقیه الله من هم که نداشته باشم که بقول برادرم محمد : ( کوس انا الحق ) ش بلند است که :

    ایده من در باره ی حکومت :

   حکومت من است .

   و خواجه شیراز هم بسراید که :

   آن یار کزو گشت سر دار بلند

  جرمش آنست که اسرار هویدا می کرد

  دستکم تا اینجای کار که پاسخ پرسش فوق این می شود که :

  حکومتی که دیده شود ، حکومتی که ببینم .

تا بعد فعلا خدا نگهدار .  

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 2:31  توسط صاد  |